شهاب الدين احمد سمعانى

338

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

است . من نيز ترا بيامرزم نه از بهر هنر ترا كه خود صفتم اين است . مشك را گفتند : ترا يك عيب است كه با هر كه باشى بوى دهى . گفت : زيرا كه من ننگرم كه با كيم ، به آن نگرم كه من كيم . آورده‌اند كه آصف بن برخيا گناهى كرد ، ربّ العزّة - جلّ جلاله - وحى كرد كه يا سليمان ! آصف را بگو تا ديگر / a 112 / بار نكند . سليمان وحى به آصف رسانيد ، گفت : نيز بكنم ؛ ديگرباره بكرد ، وحى آمد ؛ چون سه بار تمام گشت ، جبرئيل آمد كه ربّ العزّة مىگويد كار از حدّ درگذشت عقوبت مىفرستم . آصف به صحرا شد و دو ركعت نماز بياورد و گفت : ان لم تعصمنى فاعود فاعود . اگر عصمت تو نباشد من نيز كنم و نيز كنم . فقال اللّه تعالى : يا سليمان قل له لمّا علمت انّ العصمة منّى اغفر و اغفر و اغفر . نيز آمرزم و نيز آمرزم و نيز آمرزم . يا محمّد بگوى : إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ . من ترساننده‌ام تا دل در تو نبندند و به درگاه آيند كه أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ . من آمرزنده‌ام . عجب نبود كه چون كليمى را گويد : إِنِّي أَنَا ، * عجب آن بود كه سيه‌گليمى را گويد : إِنِّي أَنَا * . يا موسى انى انا ربك . منم خداوند تو ، حافظ و حارس تو ، مادر ترا به تنور انداخت من نگاه داشتم ، به آب افكند و من برداشتم . آنجا موسى كليم را گفت : إِنِّي أَنَا اللَّهُ . و اينجا عاصى سيه‌گليم را گفت : أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ . الغفور فى الدنيا و الرحيم فى العقبى ، عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ ، و عسى من الله بمعنى وجب . وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا و ان عدتم الى الزلة عدنا الى الرحمة ، و ان عدتم الى الجفاء عدنا الى الوفاء . اگر شما جز گرد خرابات طواف نخواهيد كرد ما جز شربت الطاف نخواهيم فرستاد . و ان عدتم عدنا . هر كجا كه شوى آخر باز آيى ، اگر آييد وگر ناييد ما را ايد . 18 باز را قيمت بدان است كه مىرود و مىآيد . قال النّبىّ - صلّى اللّه عليه و سلّم : انّ اللّه يحبّ المفتن التّوّاب . مفتن توّاب آن بود كه هر بار كه صولت از درگاهش دور كند دولت توبتش به درگاه باز آرد ، و كافر متعنّت چون غراب وحشى است كه هرگز از وحشت بعد به انس قرب نيايد . أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ . و آن قرّاى مطيع خشك مغز معجب به طاعت خود بر مثال مرغ خانگى است كه هرگز به صحرا نيايد و ليكن قيمتش از دو درم در نگذرد . هر كه بر صفت معصيت قدم بفشارد مصرّ است و با نهاد خود مضرّ است ، و هر كه ساكن صومعهء طاعت است امّا ديده‌اش در آن طاعت خود مشاهد به مشاهد و طامح به معاهد الهى و اسرار پادشاهى نيست يا مرايى